خرید بک لینک
عکس و تصویر صندلی داغ یعنی هر سوالی که میخواین ازم بپرسید هر چیز موقعی که پست بعدی ...

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:19

من از همین جا شروع شدن ماه آغاز مدارس و شروع درس و مشق وامتحان و بدبختی را به همه ی دانش آموزان و دانش جو ها تسلیت عرز می کنم و سال آسانی را آرزو مندم و امیدوارم که با درس و مشق و امتحان روزهای خوشی را بگذرانید.از من می شنوید از این دو روز باقی مانده نهاین استفاده را کرده و سپس با خواب تا لنگ ظهر ، بیدار بودن تا نصف شب ، بیکاری ، مسافرت و تمام خوشی های تابستانه وداع کنید . + نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ساعت 21:14&nbsp توسط میـــــــــــلـــــــــــــیــــــــــــ |

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:19

رفیق های قشنگم سلام می کنم به همتون و شهادت امام حسبن (ع) رو به همه تسلین عرض می کنم . عزاداری هاتون قبول با شه. یک خواسته ای از شما داشتم اون هم این که لطف کنید نظر خصوصی به جز در موافع ضروری نگذارید . خب واقعا یکم منطقی فکر کنید . چه معنی داره که با نظر خصوصی می نویسی وبت خوبه . به وب من هم سر بزن و بعد حتی آدرس هم نمی گذاری . من با این نظر چی کار کنم آخه ؟؟ ممنونم از وقتی که برام گذاشتید . راستی یک داستان تو راه کم کم می زارمش تو وب . بــــــــــــــــــــــای بـــــــــــــــــــــــای + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 11:40&nbsp توسط میـــــــــــلـــــــــــــیــــــــــــ |

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:19

بچه سلام . امروز می خواهم یک چیزی بهتون بگم . من چند سال پیش یک وبلاگ داشتم و توی اون وبلاگ یک دوستی داشتم به اسم آ******** .خب اسمشو نمیگم چون شاید راضی نباشه . اون یک دختر بود که اخلاق هاش خیلی شکل من بود . فقط چهار سال ازم بزرگتر بود . من اونو خیلی خیلی دوست داشتم ولی بعد از چند سال که بلاگفا مسدود شد دیگه از اون خبری نشد خب راستش از من هم چند وقت خبری نشد . از هیچ کس خبری نبود و بعد از اون دیگه نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم من اونو خیلی خیلی دوست داشتم و هنوز هم خیلی دوستش دارم . چند وقت پیش به وب قبلیم رفتم و دیدم چند تا نظر یرام گذاشته . من هم اونقدر ناراحت بودم که وبم رو خذف کردم . ولی حالا پشیمونم ولی خب یکم هم راضی ام آخه همه چی اونجا یادآور دوستم بود . حالا اینقدر دلم براش تنگه که هر روز می رم و به وبش سر می زنم و کتاب هایی که اون می خوند رو می خونم . شاید کمی از دلتنگیم کم بشه . اون یک حسی داشت که هنوز توی خیلی از دوست هایی که دارم و باهاشون خیلی خوبم پیدا نکردم . و هنوز هم وقتی بخواهم اسم بهترین دوست هام رو بگم اسم اونم می گم . اون یک دختر خاص ، بانمک و شیطون بود . یک دختر عالی برای آ******** : می دونم الان دیگه توی وبت نیستی ولی بدون دلم بران تنگه . بای بای + نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۵ساعت 14:59&nbsp توسط میـــــــــــلــــــــــــ

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:19

برچسب: نویسنده: الینا باقری تاريخ: چهارشنبه 22 آذر 1396 ساعت: 15:19

صفحه بندی